خانه | تماس با ما | یادگیری چتربازان برای همکاری با شرکای افغان
یادگیری چتربازان برای همکاری با شرکای افغان
نوشنۀ SGT Michael J. MacLeod, 82nd Airborne Division
20120515_paras
سرگرد نیازی از ارتش ملی افغانستان، یک سرباز قدیمی که زمانی مقابل روس ها جنگیده و 13 سال از خدمت او می گذرد، و سروان رابرت گاک، فرمانده گروهان در تیم رزمی تیپ اول لشکر هوایی 82، در 4 می 2012 به یک روستای افغانی، در ولایت غزنی وارد شدند. (عکس ارتش ایالات متحده توسط گروهبان مایکل جی مکلیود)

پایگاه عملیات مقدم آریان، افغانستان – در حالی که چتربازان آمریکایی با دقت به روستای خواب آلود قات کالا قدم می گذارند، سربازان افغان که آنها را همراهی می کردند به نحو چشمگیری آسوده خاطر بودند.

هدف این ماموریت تجسس قلاتی در پشت کوه ریزربک برای مواد انفجاری دست ساز، سلاح انتخابی شورشیان که در بمب های کنار جاده ای بسته بندی می شود، بود. یک مجتمع خاکی دیگر که گفته می شود به یک فرمانده شورشی تعلق دارد به چشم می خورد. همچنین ممکن است سلاح هایی در غارهای سنگی در بالای روستا قرار داشته باشند.

آمریکاییان با آمادگی برای مبارزه به اینجا آمدند، ولی سربازان افغان واضحاً چنین انتظاری نداشتند.

سرگرد نیازی، افسر لاغر و باوقار با ریش کوتاه در دهه 40 زندگی خود، گفت: «هنگامی که ما به روستاها آمدیم و با ریش سفیدان و روستاییان صحبت کردیم. اگر با 100 نفر صحبت می کردیم شاید دو نفر از طالبان تحسین می کردند». او ادامه داد: «سایر آنها به قدری از جنگ خسته اند که هیچ استفاده ای برای طالبان ندارند. تنها خدمتی که طالبان به آنها می کنند ایجاد دردسر است».

نیازی، از اهالی ولایت لغمان، که پس از شکل گیری دولت کرزی به ارتش ملی افغانستان پیوست، گفت: «به استثنای جوان ها، من و تمامی این افراد به مجاهدین تعلق داشتیم و هنگامی که روس ها به افغانستان حمله کردند با روس ها می جنگیدیم».

همتای آمریکایی نیازی، سروان رابرت گاک سوم، فرمانده گردان دوم لشکر هوایی 82، هنگ پیاده نظام چترباز 504، یک سرباز متین از تکزاس است. این هنگ یکی از واحد های متشخص ارتش است، که ریاست آن بر عهده بعضی از بهترین و پرذکاوت ترین افراد ارتش، از جمله دیوید پتریاس و جان ابیزاد، بوده است.

گاک به تازگی به افغانستان آمده است، ولی او یک جوخه را در بغداد در طی افزایش نیروها رهبری کرد و یک سال دیگر را در کرکوک گذراند. او از مزیت بومی بودن باخبر است.

گاک گفت: «سربازان افغان از کار کردن روستاییان، نحوه تفکر آنها، و پاسخ گرفتن از آنها رمزگشایی می کنند». او ادامه داد: «آنها می توانند نشانه هایی را از طرف مردم محلی دریافت کنند ما قادر به مشاهده آنها نیستیم. آنها بهتر می توانند بفهمند در چه زمانی لازم است ایمن باشند و در چه زمانی لازم نیست».

همراه با یک دیگر، افغان ها و آمریکاییان قلات مظنون را جست و جو کردند. یک سری وسایل مربوط به مواد مخدر آنجا بود – افراد محلی گفتند که صاحب آنها معتاد به مواد مخدر بود – ولی هیچ ماده منفجره ای وجود نداشت.

نیازی ترتیب ملاقاتی را با چند ریش سفید روستا در یکی از خانه های آنها داد، جایی که سروان گاک توضیح داد چرا سربازان در روستا بودند.

گاک به آنها گفت که چطور بزرگ شدن در روستاهای تگزاس این فضای باز ولایت غزنی را برای او جذاب می سازد، و چگونه نحوه زندگی افغان ها – یک زندگی خانواده-محور که در آن حرف مرد یک سوگند تلقی می شود – برای او آشنایی داشت.

تمامی افراد در این جلسه از تاثیرات وحشتی که شورشیان تندرو ایجاد کرده بودند باخبر بودند، بسیاری از آنها از کشورها مجاور، ایران و پاکستان، به آنجا آمده اند، ولی سرگرد نیازی به روستاییان گفت که تمامی افغان ها نسبت به کشور خود وظیفه دارند.

او گفت: «من صاحب یک پسر هستم». او ادامه داد: «اگر پسر من مهندس یا چیز دیگری شود، چه نظامی چه غیر نظامی، او باید سعی کند به کشور خود خدمت نماید. این فقط آن عده از ما که لباس یونیفرم بر تن داریم نیستیم که توان خدمت داریم و باید به خدمت بپردازیم. این همیشه توصیه من به روستاییان بوده است. این تنها راه برای نجات کشور است».

در طی دو روز آینده، فرماندهان به حشر و نشر با تعدادی از ریش سفیدان قات کالا و ناحیه مجاور آخیوندخیلی پرداختند، از یک مدرسه بازدید کردند و با افراد محلی گفتگو نمودند. با وجودی که هیچ دستگاه منفجره ای پیدا نشد، گاک این ماموریت را موفقیت آمیز تلقی کرد.

او گفت مبارزه ضد شورشی از یک مبنای اطلاعاتی برخوردار است و معمولاً شامل مبارزه با رهبر اصلی، صحبت با افراد محلی، و چیدن قطعات پازل برای اقدامات مستقیم در زمان مناسب می گردد.

او گفت: «ما توانستیم بخش هایی از منطقه را مانند غارها پاکسازی کنیم و اطلاعات بسیاری را از افراد محلی به دست آوردیم که در زمان مناسب تصویر بزرگتری را برای عملیات های آتی به وجود خواهد آورد. سربازان افغان در این امر ضروری بودند چرا که آنها می دانستند چگونه سوالات را مطرح کنند. آنها همچنین می دانستند چه چیزی قابل قبول است و چه چیزی قابل قبول نیست».

نیازی گفت که سربازان او می خواستند در گشت ها به آمریکاییان بپیوندند، چرا که چنانچه آمریکاییان به تنهایی وارد روستاها می شدند شانس بالایی برای عواقب ناخواسته وجود داشت.

او گفت: «آنها نباید زنان را ببینند. آنها نباید بدون دعوت وارد خانه ها شوند. آنها باید با ادب و خوش رفتار باشند تا مردم آنها را دوست داشته باشند. مردم، خصوصاً کودکان، نباید از آمریکاییان یا ارتش ملی افغانستان (ANA) هراس داشته باشند. آنها باید احساس امنیت کنند که هر آنچه را که لازم دارند از ما بخواهند. ما سرباز هستیم، بله، ولی ما مشاوران فرهنگی نیز هستیم». او ادامه داد: «این امر برای همه امنیت ایجاد می کند».

آقای نیازی از زمان آغاز جنگ با آمریکاییان و شرکای ائتلاف همکاری کرده است.

او گفت: «هرگاه ما این یونیفرم را بر تن می کنیم، آماده دفاع از کشور هستیم».

او گفت: «ما از خدمات آنها قدردان هستیم، چرا که به کشور خود عشق می ورزیم». او ادامه داد: «ما امیدواریم که آمریکاییان در این ماموریت موفق باشند تا بتوانند به کشوری که به آن عشق می ورزند بازگردند».

 

_MEDIA_GALLERY

ویدئو
تصاویر

دوربین رزمی -->

عکس های فرماندهی مرکزی -->

no press releases available at this time
در حال حاضر فایل صوتی موجود نیست
Content Bottom

@CentcomNews //Social Media//

تویت های اخیر
تازه ترین تصاویر در فلیکر
RIDE002

RIDE002
viewed 25 times

دوستهای فیس بوک
33,182+