| همنشینی، کلید ایجاد اعتماد بین افغان ها و تفنگداران |
نوشنۀ Lance Cpl. Timothy Lenzo, لشکر اول تفنگداران نیروی دریایی برای دیگران بفرستیداخبار مرتبط
گروهبان کریستوفر اسکات، مشاور تدارکاتی در تیم آموزشی ثابت، گردان دوم، هنگ تفنگداران ششم، در 29 آوریل 2012 غذایی را شامل نان، گوشت، و سبزیجات تازه با همکاران افغان خود صرف می کند. (عکس از سرجوخه تیمتی لنزو)
پایگاه عملیات مقدم گرونیمو، افغانستان (3 می، 2012) - «شانه به شانه» یک اصطلاح دری میباشد که گروهبان کریستفر اسکات بارها از زمانی که در دسامبر 2011 به اینجا آمده شنیده است. ترجمه این اصلاح به انگلیسی «شانه به شانه» (shoulder-to-shoulder) است. نیروهای افغان می گویند این اصطلاح به اخلاق کاری و تلاش افراد را در همکاری با یکدیگر اشاره دارد. برای این کار اسکات، مشاور تدارکاتی در تیم آموزشی ثابت، گردان دوم، هنگ تفنگداران ششم، شب ها بجای صرف وقت در باشگاه اوقات خود را همراه با همکاران افغانی خود صرف می کند. اسکات، از اهالی شهر اوگدنزبرگ، ایالت نیویورک، گفت: «من در اوقات فراقت خود به آنجا می روم و با آنها وقت صرف می کنم، تلویزیون تماشا میکنم، و به صحبت می نشینم». اسکات تقریباً یک بار در ماه به همنشینی با سربازان افغانی که آنها را آموزش می دهد و همراه با آنها خدمت می کند می پردازد و با آنها به صرف غذا و نوشیدن چای مشغول می شود. بعضی اوقات اسکات این کار را به تنهایی انجام می دهد. برخی اوقات تمامی جوخه تفنگداران او را همراهی می کند. اسکات گفت فراتر از تلویزیون و غذا، این امر بخشی از کار و تعهد او به افغان هایی است که با آنها کار می کند. او گفت پیدا کردن راه هایی برای ایجاد تفاهم با سربازان افغان از اهمیت بالایی برای جلب اعتماد آنها برخوردار است. او نکته ای را بیاد آورد که در یک گروه آموزش مشاوره آموخت: هر چه بیشتر کار کنید، نتیجه بیشتری می گیرید. با در نظر داشتن این توصیه، اسکات ساعات بیشتری را از آنچه لازم بود در کار خود صرف نمود. اسکات همچنین هر از گاهی در بازی های دوستانه والیبال شرکت می کرد و افغان ها را به صرف غذا با خود در سالن غذاخوری دعوت می نمود. اسکات گفت: «چیزی که برای ما عادی به نظر می رسد، برای آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است». ایده صرف وقت به صورت چهره به چهره با افرادی که اسکات با آنها زندگی و کار می کند چیز جدیدی نیست. او در خانواده ای بزرگ شد که بر غذا خوردن با یکدیگر تاکید داشتند، و این چیزی است که او سعی می کند با همسرش کورتنی و پسر 16 ماهه خود، اوان، ادامه دهد. اسکات گفت: «ما خیلی خانواده-دوست هستیم و کارهای بسیاری با یکدیگر انجام می دهیم». او ادامه داد: «در هنگام صرف وقت با خانواده، شما در مورد اتفاقاتی که در طی روز برایتان رخ داده است صحبت می کنید. بدون این کار، شما نخواهید توانست آنچه را که در زندگی نزدیکان شما اتفاق می افتد احساس کنید». تعهد اسکات در آشنایی با همتایان افغان خود توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. گروهبان او ارتش ملی افغانستان (ANA)، میرالام، رئیس تدارکات در کندک اول، تیپ اول، لشکر 215، از طریق مترجم دری به انگلیسی گفت: «من به مدت دو سال و نیم با تفنگداران آشنایی داشته ام و هیچ گاه با فردی مانند اسکات ملاقات نکردم». اسکات همکاری نزدیکی با میرالام و سایر افغان های بخش تدارکات دارد، و آنها حداقل ماهی یک بار با یکدیگر غذا می خورند. میرالام در حالی که لبخندی به لب داشت گفت: «دلم می خواست می توانستم او را به خانه ام دعوت کنم». او ادامه داد: «او خیلی به ما کمک می کند، و شانه به شانه ما کار می کند». اسکات گفت آمادگی او در مشارکت آداب و رسوم و صرف وقت با افغان ها به او کمک کرده است. اسکات گفت: «هنگامی که شما وقت بیشتری صرف کنید و مقداری از آن زبان را فرا می گیرید و به کار می بندید، حتی اگر در حد سلام و علیک عادی با سربازان باشد، این امر از چشمان آنها پنهان نمی ماند و به آنان نشان می دهد که شما وقت خود را صرف درک بهتر آنها می کنید». پس از صرف غذا، اسکات معمولا در آنجا می ماند و به صرف وقت با سربازان افغان می پردازد. آنها به تماشای چیزهای مختلف از اخبار گرفته تا فیلم های سینمایی و بازی های ورزشی می پردازند. معمولاً برنامه ها به زبان دری، پشتو، و فارسی است، ولی مانع زبانی باعث نمی شود که آنها از مصاحبت با یکدیگر لذت نبرند. اسکات به یاد آورد: «هر از گاهی آنها فیلمی را به زبان انگلیسی همراه با ترجمه به صورت زیر نویس پخش می کنند». او ادامه داد: «این کار خیلی خوبی است چرا که همه ما می توانیم بنشینیم و همراه با یکدیگر از فیلم لذت ببریم». آنها همچنین به تماشای یک برنامه دوربین مخفی می پردازند که سر به سر مردم عادی می گذارد. این برنامه از کلمات کمی برخوردار است و اکثراً برای نشان دادن شوخی ها از بازیگران استفاده می کند، که به این ترتیب سربازان افغان و تفنگداران می توانند داستان را متوجه شوند. آخرین باری که اسکات از آنجا بازدید کرد، این برنامه پس از شام نشان داده می شد. اسکات در کنار میرالام نشست و به مردمی که در این برنامه بستنی های عجیب غریب می خوردند خندید. تصاویر بر صفحه احتیاجی به مترجم نداشتند. اسکات پس از اتمام برنامه از میزبانان دست و دل باز خود تشکر نمود. او قراری گذاشت تا فردا با میرالام در مورد یک مسئله تدارکاتی ملاقات کند و سپس مودبانه خداحافظی کرد. در حالی که از چادر خود خارج می شد، از اینکه خورشید مدت ها پیش طلوع کرده بود متعجب شد. اسکات در حالی که لبخندی بر لب داشت گفت: «من متوجه نشدم که تا آن موقع در آنجا ماندیم». او ادامه داد: «گاهی اوقات این اتفاق می افتد. من از زمانی که با آنها صرف می کنم لذت می برم و مرور زمان را متوجه نمی شوم». اسکات گفت که نتیجه پیدا کردن راه حال هایی برای برقراری ارتباط نزدیک با افغان ها جلب دوستی و اعتماد آنها است. اسکات گفت: «شما با افرادی که با آنها کار می کنید آشنا می شوید». او ادامه داد: «من به (افغان ها) نشان می دهم که در سطحی بالاتر از روابط نظامی به آنها علاقه دارم». اسکات در حالی که ماموریت آموزش سربازان را اجرا می کند به همکاری شانه به شانه خود با افغان ها ادامه می دهد. |
دوربین رزمی 
عکس های فرماندهی مرکزی 
مانور "عزم عقاب" 13: 21 آوریل تا 6 می 2013 
تیم بازسازی استانی (PRT) فراه رهبران محلی را با مرکز بین الملی روزنامه نگاران پیوند می دهد 
کار داوطلبانه برای ایجاد تغییر 
در ماه برگزار می شود: مانور عملیات ضد مین بین المللی (IMCMEX) 13 
آموزش دید در شب توانایی های نیروی هوایی (AF) افغانستان را بالا می برد 




















