| نقطه نظر یک تفنگدار در مورد پیشرفت در ولایت هلمند |
نوشنۀ Cpl. Reece Lodder, تیم جنگی هنگ ٥
سرجوخه تفنگدار ایالات متحده، ریس لودر، گزارشگر رزمی در گردان سوم، هنگ تفنگداران سوم، یک سرباز 22 ساله از شهر اورسون، ایالت واشنگتن، در حالی که در 8 فوریه 2012 با گشت خمپاره 81 میلی متری، گروهان اسلحه ها، گردان سوم، تفنگداران سوم، به گشت مشغول است در طی یک توقف امنیتی متوقف می شود.
ناحیه گرمسیر، افغانستان (7 می، 2012) – در طی هفت ماه گذشته، من شاهد پیشرفتی در افغانستان بودم که اکثر آمریکاییان هیچ گاه چیزی در مورد آن از طریق رسانه های متداول نخواهند شنید. در حین خدمت به عنوان یک گزارشگر تفنگدار رزمی در گردان سوم، هنگ تفنگداران سوم در ناحیه گرمسیر از ولایت هلمند، من از فرصت منحصر به فردی برای بازگو کردن داستان های تفنگداران، ملوانان، و همتایانمان در نیروهای امنیت ملی افغانستان برخوردار بوده ام. در حالی که اکثر دوستان تفنگدار من از در یک موضع خاص و در بین گروهی خاص از سربازان به کار خود می پرداختند، وظایف من به عنوان یک نویسنده و عکاس به من اجازه داد تا در سرتاسر این منطقه عملیات 80 کیلومتری مسافرت کنم و تمامی پنج گروهان پیاده نظام و ستاد را مورد پوشش قرار دهم. در طی سال های اخیر، منطقه سبز گرمسیر – یک منطقه حاصلخیز و پرجمعیت که در احاطه رود پر پیچ و خم هلمند قرار دارد – صحنه نبرد سنگین بین شورشیان و نیروهای ائتلاف بوده است. پس از محکم کردن جای پای خود در گرمسیر در سال 2008، نیروهای بریتانیایی توسط واحد اعزامی تفنگداران 24 تقویت شدند. بریتانیایی ها به مدت حدود دو سال در این ناحیه خدمت کردند و سپس عملیات های رزمی را به گردان دوم، تفنگداران هشتم – اولین گردان از هشت گردانی که به پشتیبانی نیروهای افغان در اینجا پرداخت – منتقل نمودند. گرمسیر در انتهای اعزام گردان اول، تفنگداران سوم، در نوامبر 2011 به یک سرمشق امنیتی در میان 14 ناحیه هلمند تبدیل شد. فعالیت های شورشی در مقایسه با نواحی مجاور به نحو چشمگیری کاهش یافت. هنگامی که سربازان «سگ های گدازه» از گردان اول، تفنگداران سوم، در کنار نیروی امنیت ملی افغانستان (ANSF) در سراسر اعزام آنها در کنارشان به خدمت پرداختند، تحول امنیت در گرمسیر ماموریت متفاوتی را در برابر گردان من قرار داد. ما در وضعیت نظارت مراقبی قرار گرفتیم و چشم انتظار انتقال مسئولیت رهبری امنیتی از تفنگداران به نیروهای افغان در این ناحیه بودیم. در اوایل اعزام، من به منظور پشتیبانی از ارتش و پلیس ملی افغانستان در پاکسازی فعالیت های شورشیان در بازار پر ازدحام سفر در مرکز گرمسیر به گروهان هند پیوستم. سال نو با یک عملیات پاکسازی هلیکوپتری در شمال گرمسیر در گروهان لیما و ارتش ملی افغانستان (ANA) همراه بود. در طی ماه های بعد، من همراه با گروهان اسلحه ها و پلیس مرزی افغان در جنوب گرمسیر، و گروهان کیلو، و پلیس ملی افغانستان (ANP) در سراسر ناحیه به گشت پرداختم. من از همان ابتدا پی بردم که اکثر سربازان نیروی امنیت ملی افغانستان (ANSF) که با آنها همکاری داشتم از آموزش و توانایی لازم برای انجام عملیات به صورت مستقل برخوردار بودند، بخصوص ارتش ملی افغانستان (ANA) – که این امر نشانگر تجربه رزمی و تلاش های بسیار مربیان سابق تفنگداران می باشد. ولیکن پس از سال ها پشتیبانی رزمی و تدارکاتی از نیروهای ائتلاف، آنها از برنامه ریزی و عملیات مستقل امنتاع می ورزیدند. پس از گذشت چند هفته و ماه، شاهد بودم که تفنگداران وابستگی نیروی امنیت ملی افغانستان (ANSF) را نسبت به ما از بین ببریند. آنها به کناری رفتند و از نیروهای افغان خواستند تا به تقویت امنیت در گرمسیر بپردازند. آنها به آنان کمک کردند که درک کنند که بالا بردن امنیت به توسعه تجارت و حکومت رانی کمک خواهد کرد. نیروی پلیس گرمسیر از حدود 300 تا 600 گشت شروع به گسترش نمود. گردان دوم ارتش ملی افغانستان (ANA) – کندک ششم، تیپ اول، لشکر 215 – به جنوب گرمسیر وارد شد تا 215/1/2 را در شمال کشور تقویت نماید. در صحرای شرقی در نزدیکی ناحیه خان نشین، پلیس مرزی افغانستان (ABP) به سمت جنوب گسترش پیدا کرد تا از حرکت مواد مخدر و تجهیزات شورشیان در گرمسیر جلوگیری کند. امنیت در کنار بازار ها ناحیه گسترش پیدا کرد و تجارت رونق یافت. شهروندان محلی که توسط نقاط بازرسی وسایل نقلیه نیروی امنیت ملی افغانستان (ANSF) در سرتاسر گرمسیر محافظت می شدند، سال نو افغانی را در اواسط ماه مارس به دور از تهدید شورشیان جشن گرفتند. انتخابان شورای محلی ناحیه در 17 آوریل بدون هیچ سانحه ای در منطقه هزار جفت برگزار شد. انتخابات موفقیت آمیز منجر به توسعه حکومت – که همیشه در حول ناحیه مرکزی قرار داشت – به سمت مناطقی شد که سابقاً از حضور دولت افغانستان بی بهره بودند. در طی هفت ماه گذشته، من شاهد یک تحول چشمگیر تاریخی در اثر فداکاری هزاران افغانی و نیروهای ائتلاف بودم. من شاهد پیشرفت مثبت در گرمسیر بودم که معمولاً توسط رسانه های عادی مورد بی توجهی قرار می گیرد. در طی این مدت، من تفنگداران، ملوانان، و نیروهای افغان را در 9300 عکس، 62 داستان و مقاله مصور، و 16 مجموعه ویدیویی به تصویر کشیده ام. من مفتخرم که از فرصتی برخوردار بودم تا داستان های آنها با خانواده های مردانی که برای ایجاد تغییرات فداکاری کردند و همچنین تمامی آمریکاییانی که از تلاش های آنها پشتیبانی کردند در میان گذارم. گردان سوم، تفنگداران هشتم، در طی هفته های آینده گردان سوم، تفنگداران سوم، را ترک می کند. تفنگدارانی که به اینجا می آیند به کمک خود به نیروی امدان ملی افغانستان (ANSF) به سفری سرشار از سختی و پیشرفت ادامه می دهند. در طی ماه ها و سال های آینده، نیروهای افغان با بزرگترین چالش های خود مواجه خواهند شد. در فاصله زیادی از خانه، ما با عرق و خون خود آنها را تا آنجایی که در توان داشتیم آماده ساختیم. حال این بسته به خود آنها است که روی پای خود بایستند و از مردم خود دفاع کنند. |
دوربین رزمی 
عکس های فرماندهی مرکزی 
مانور "عزم عقاب" 13: 21 آوریل تا 6 می 2013 
تیم بازسازی استانی (PRT) فراه رهبران محلی را با مرکز بین الملی روزنامه نگاران پیوند می دهد 
کار داوطلبانه برای ایجاد تغییر 
در ماه برگزار می شود: مانور عملیات ضد مین بین المللی (IMCMEX) 13 
آموزش دید در شب توانایی های نیروی هوایی (AF) افغانستان را بالا می برد 


















